|
خدایا انکه در تنهاترین تنهاییم تنهایم گذاشت به حق تنهاییت در تنهاییش تنهایش نگذار
|
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از من جدا می شود و یکراست
در کوچه پس کوچه ها پرسه می زند ، روح آشفته ی من در خواب ...
دنیا که شروع شد زنجیر نداشت ، خدا دنیای بی زنجیر آفرید .
آدم بود که زنجیر را ساخت ، شیطان کمکش کرد .
دل ، زنجیر شد ... زن ، زنجیر شد ... دنیا پر از زنجیر شد و آدم ها
همه دیوانه ی زنجیری ...

این شهر
شهر قصه های مادربزرگ نیست که زیـبــــا و آرام باشد . آسمانش را هرگـــز آبی ندیده ام .. من از اینجا خواهم رفت و فرقی نمی کنــد که فـانـوسی داشته باشم یا نه .. کسی که می گریــزد از گم شدن نمی ترسد ! 