|
خدایا انکه در تنهاترین تنهاییم تنهایم گذاشت به حق تنهاییت در تنهاییش تنهایش نگذار
|
گاهی انقدر به همه شک می کنم که به مرض جـــنون می رسم .. درست مثل الان!!
گاهی حـــالم از زندگی به هم می خـــوره.. درست مث الان!!
گاهی از این آدمی که هستم تعجـــب می کنم .. نمی تونم بشناسمش .. درست مثل الان!!
زندگی چون قفسی ست
قفسی تنگ پر از تنهایی
و چه خوب است غفلت آن زندانبان ..
و بعد هم پـــرواز!!...
کاش این زندانبان اجازه ی رهایی رو بهم می داد .. احتیاج دارم بهش ..
رهایی .. از این شـــوخی تلخ خـــداوند!...
درختی به بلندای افــکار تو نیاز دارم
تا خود را از آن بیـــاویزم
و یا دریایی به عمق دلم
تا در آن غـــرق شــوم...
کی گفته "به دنیـــا بگوییـد بایســتد" ؟؟؟!!!!!!!
خواهشآ نه !
به دنیــا بگویید نایســتد!!! زدتر برود تا آبــرویمان نرفته!!!...